دكتر عقيقى بخشايشي

1559

چهارده نور پاك ( فارسي )

مداحان و چاپلوسان و ستايشگران داشتند در برابر نيازهاى واقعى و در رفع احتياجات ضرورى نيازمندان حقيقى اجتماع ، زبان به فلسفه بافى باز مىكردند تا هر چه كمتر صاحبان حقوق ، به حق خويش برسند . گويند : " روزى مرد مستمندى در حضور " واثق " ايستاد و گفت : خليفه ! صلهء رحم نما ! و از نزديكان تفقد كن ، و بر فردى كه از اقارب توست رحم و شفقت نموده او را شادمان كن ! " واثق پرسيد مگر تو كيستى و من با تو چه نسبتى دارم ؟ او كه تنها نسبتش با خليفه همان نياز ومستمندى وى بود ، پاسخى پيدا نكرد جز اينكه بگويد : " مگر نمى دانى من پسر جدت آدم هستم ! " واثق دستور داد غلامش يك درهم به او بدهد . آن مرد گفت : خليفه ، من با اين يك درهم چه كنم ؟ واثق جواب داد آيا مىدانى اگر همهء ثروتم را ميان برادران تو كه فرزندان جد من آدم هستند ، تقسيم نمايم به تو بيش از يك درهم سهم نمى رسد ؟ ! ( 1 ) خلفاى معاصر امام ( عليه السلام ) همچنان كه گذشت امام هادى ( عليه السلام ) در مدت زندگى خود با حكومت شش تن از خلفاى ستمگر عباسى همزمان گرديده بود كه هر كدام به نوبت خود در كينه و عداوت اهل بيت ( عليه السلام ) نمونه بودند و هميشه مراقب ومترصد بودند كه اين نور الهى و روشنگر حقائق اسلامى را خاموش سازند ، آنان هر روز نقشهء جديدى در خنثى نمودن افق فعاليت و نفوذ معنوى آن بزرگوار ، پى ريزى نمايند اكنون به صورت اختصار به معرفى حكمرانان آن دوران مىپردازيم : ( 2 ) 1 . معتصم عباسى : سنين طفوليت امام هادى ( عليه السلام ) در دوران حكومت معتصم سپرى گشت . معتصم كه در سال 218 بر سرير خلافت نشست ، مردى سفاك و خونخوار بود و از علم و ادب ، بهره اى نداشت . و براى نگهبانى و نگهدارى حكومت پوشالى خود ، از هيچ ظلم و طغيانى

--> 1 . ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 208 ، به نقل از اعلام الناس . 2 . مجموع مطالب بخش از جلد 4 ، مروج الذهب ، مسعودى ، ص 40 - 59 ، آن استفاده گرديده است .